سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

پاسخ به ادعاهای واهی و بی ارزش اهل سنّت(2)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳٩٢
 

چنانکه قبلا هم در همین وبلاگ بارها خوا‌نده‌‌اید برخی مطالب اهل سنت مطرح شد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

دومین بخش از مطلبی که قبلا پیرامون پاسخ به مدعاهای اهل سنت در مورد حضرت علی(ع) مطرح شد، را تقدیم دوستان می‌‌کنم.


اهل سنّت می‌‌‌‌پرسند:

چرا وقتى حضرت على(علیه‌‌السلام) به قدرت رسید:

د) «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ» را به اذان و اقامه اضافه نکرد.(چون اهل سنت در اذان و اقامه این ذکر را نمی‌‌گویند)

ه) «الصلاةُ خیرٌ مِنَ النَّوم» را از اذان حذف نکرد.(که اهل سنت این جمله را به اذان اضافه می‌‌کنند)

و) براى مردم قرآن دیگرى نیاورد؟!!

 

پاسخ سؤال چهارم:

4. درباره «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ» کافى است یادآور شویم که یکى از متکلّمان اشعرى مى‏‌‌گوید: خلیفه دوم بالاى منبر قرار گرفت و گفت: من سه چیز را بر شما تحریم مى‏‌‌کنم و اگر کسى مرتکب شد او را به مجازات مى‏‌‌رسانم:

1. عقد موقت 2. متعة الحجّ 3. «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ».(7) *

حلبى مى‏‌‌نویسد: ابن عمر و امام زین العابدین در اذان، بعد از جمله «حَیَّ عَلَى الْفَلَاح»، «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ» مى‏‌‌گفتند.(8)

در طول تاریخ گفتن «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ» در مأذنه‏‌‌ها نشانه گرایش به اهل بیت(علیهم السلام) بوده است.

ابوالفرج اصفهانى (284- 356) مى‏‌‌نویسد: وقتى یکى از حسنى‏‌‌ها بر مدینه فرمانروا شد، عبدالله بن حسن افطس بالاى مناره مسجد رفت و به مؤذن دستور داد در اذان «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ» بگوید.(9)

و امّا چرا امیر مؤمنان به اشاعه آن نپرداخت؟؟!

روشن است که وى در روزگار خود، با سه گروه در داخل نبرد کرد: 1. پیمان شکنان 2. ستمکاران، 3. خوارج و نافرمانان.

با این مشکلات، آن حضرت باید جبهه چهارمى هم مى‏‌‌گشود و این، در چنان وضعیتى به صلاح نبود ولى در عین حال در موارد مناسب از بدعت‏هاى خلفا نکوهش مى‏‌‌کرد.

یکى‏ از آن‏ها «نماز تراویح» است؛ یعنى «خواندن نوافل ماه رمضان با جماعت» که از بدعت‏هاى خلیفه دوم است و در عصر پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله) به این شیوه که اکنون در مساجد مى‏‌‌خوانند، اصلًا وجود نداشت.(10)

وقتى امام على(علیه‌‌السلام) زمام حکومت را به دست گرفت، مردم کوفه از آن حضرت خواستند براى آنان امامى براى نماز تراویح معین کند.

حضرت از تعیین امام خوددارى نمود و آن را بدعت شمرد. در این هنگام، عمل على(علیه‌‌السلام) را نوعى مقابله با سیره عمر دانستند و ناله «واعمراه!» از مسجد بلند شد.

در این هنگام امیرمؤمنان على(ع) گفت: من امامى تعیین نمى‏‌‌کنم، خودتان تعیین کنید.(11)

شگفت آن‏ که عمر چنین نمازى را «بدعت حسنه!» شمرد. آیا «بدعت در دین» مى‏‌‌تواند حسن و زیبا باشد؟(لازم به ذکر است که بدعت به معنای این است که چیزی را که از دین نیست، داخل در دین کنند).

در پایان یادآور مى‏‌‌شویم که باید نوافل ماه رمضان در خانه‌‌‏ها به صورت فرادى‏ اقامه شود نه در مساجد. در این مورد کافى است به حدیثى که مسلم در صحیح خود نقل کرده توجه کنیم که پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمود:

«عَلَیْکُمْ بِالصَّلَاةِ فِی بُیُوتِکُمْ، فَإِنَّ خَیْرَ صَلَاةِ الْمَرْءِ فِی بَیْتِهِ إِلَّا الصَّلَاةَ الْمَکْتُوبَةَ».(12)

«بر شماست که نمازها را در خانه‏‌‌هایتان بخوانید؛ زیرا بهترین نماز، نمازى است که در خانه خوانده شود، مگر نماز واجب که جایگاه آن مسجد است.»

براى تفصیل به کتاب «الانصاف فى مسائل دام فیها الخلاف» مراجعه کنید.(13)

 

پاسخ سؤال پنجم:

5. «الصلاة خیر من النوم» از نظر محققان بعداً به اذان اضافه شده است.

در این مورد کافى است بدانیم مالک در کتاب موطّأ نقل مى‏‌‌کند: مؤذن عمر سراغ او آمد تا او را براى نماز ببرد، او را در خواب یافت، براى بیدار کردن او گفت: «الصَلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّومِ»(14)

 عمر از این جمله خوشش آمد و گفت آن را در نداى اذان صبح قرار دهید.

در کتاب «الانصاف فى مسائل دام فیها الخلاف» در باره این جمله به صورت گسترده سخن گفته شده.(15)

در این‏جا از بازگویى نکته‏اى ناگزیریم و آن این‏که: هر فصلى از فصول اذان، یکى از معارف الهى را دربردارد و یا دعوت به یکى از فرایض است.

جمله «حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ» چنانکه گفتیم جزو اذان است و نماز را بهترین عمل و برترین کارها مى‏‌‌شمارد ولى جمله دیگر؛ یعنى «الصّلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّوم» فقط نماز را از خوابیدن بهتر معرفى مى‏‌‌کند. معلوم است که این، جز پایین آوردن شأن نماز نیست.

از این گذشته، آیا هیچ خردمندى در جهان شک دارد که نماز بهتر از خواب است تا بالاى مأذنه اعلام کنیم: هان! اى مردم، بدانید نماز بهتر از خواب است؟!

 

پاسخ سؤال ششم:

6. این سؤال که «چرا وقتى على ‏بن ابى ‏طالب خلیفه شد، قرآن دیگرى نیاورد؟» به قدرى بى‌‌‏پایه و اساس است که نیاز به پاسخ ندارد.

قرآنی که اکنون در اختیار همه مسلمانان است، همان قرآن به قرائت على(علیه‌‌السلام) است؛ زیرا عاصم به یک واسطه قرائت را از على(علیه‌‌السلام) گرفته است.

با این وصف، قرآن دیگرى در کار نبود که بیاورد.

آرى، در برخى از روایات آمده است که امیر مؤمنان، قرآن را بر حسب نزول آیات و سور تنظیم کرده بود، که آن را نزد خود محفوظ داشت و کوچک‏ترین اختلافى با قرآن فعلى جز در تنظیم و ترتیب نداشت.(16)

برای خواندن بخش اول این مطلب اینجا کلیک کنید

-----------------

پی نوشتها:

7) شرح تجرید قوشچى: 484.

8) سیره حلبى: 305.

9) مقاتل الطالبیین: 277.

10) فتح البارى بشرح صحیح البخارى، ج 4، ص 250، حدیث 2009 و 2010.

11) تهذیب، ج 3، باب فضل شهر رمضان، حدیث 30؛ کافى، ج 4، ص 154.

12) فتح البارى، ج4، ص 250، حدیث 2010.

13) الانصاف، صص 383- 422.

14) موطأ، ص 78 به شماره 8.

15)  الانصاف، ج 1، صص 151- 162.

16) تاریخ یعقوبى، ج 2، صص 135- 136، چاپ بیروت، دار صادر.

معناى «متعه‌‏ى حج» (که عمر بن خطاب[ل] آن را حرام کرد):

کلمه‏‌‌ى «متعه» به معناى لذت بردن و سود بردن است، (مجمع البحرین و صحاح اللغة).

«متعة الحج» به معناى لذت بردن خاصى است که در حج است.

توضیح «متعه‏ى حج»؛

 کسانى که دور از مکه هستند مانند مردم ایران، وقتى که به حج مى‌‌‏روند وظیفه‏‌‌شان این است که اول چند عمل انجام مى‏‌‌دهند و پس از انجام آن عمل آزاد مى‏‌‌شوند. آنگاه وقتی هشتم ذیحجه رسید، دوباره اعمال دیگرى دارند و آنها را انجام مى‏‌‌دهند.

در بین این دو نوع اعمال، این حاجى‌‌‏ها که از راههاى دور آمده‏‌‌اند، مى‏‌‌توانند هر کار لذتبخشى را انجام دهند. این لذّتى را که در بین عمره و حج مى‏‌‌برند، «متعة الحج» مى‏‌‌نامند.

اعمال عمره تمتّع به این صورت است: 1: احرام در یکى از میقاتها. 2: طواف خانه خدا. 3: دو رکعت نماز طواف. 4: سعى بین صفا و مروه. 5: تقصیر(تحریر الوسیله، ج 1، ص 405، جواهر 18، ص 3).

وقتى که این اعمال را انجام دادى، از احرام خارج مى‏‌‌شوى و حالا مى‏‌‌توانى هرگونه لذتى خواستى ببرى. پس از انجام این اعمال، همه‏‌‌ى چیزهایى که با احرام حرام شده بود، حلال مى‏‌‌شود.

اگر ده روز مانده به اول ذیحجه به مکه رسیدى و این چند عمل را در مدت یکى دو ساعت انجام دادى، پس از آن دیگر اعمالی نداری و باید تا هشتم ذیحجه صبر کنی و اعمال حج تمتع را انجام دهی. از آن روز که اعمال عمره تمتع را انجام دادی تا هشتم ذیحجه آزاد هستى و مانند خود مردم مکه هستى. مى‏‌‌توانى زن بگیرى، اگر زن دارى مى‌‌توانى لذتهاى جنسى ببرى و امثال اینگونه لذتها. وقتى که هشتم ذیحجه رسید، دوباره احرام مى‏‌‌بندى و اعمال حج تمتع را شروع مى‏‌‌کنى.

عمر بن خطاب این آزادى را تحریم کرد و گفت: کسى حق ندارد بین عمره و حج، آزاد شود و لذتهاى جنسى و مانند آن ببرد، بلکه باید از اول تا آخر محرم بماند و در پایان اعمال حج، آزاد شود.

ولى از دیدگاه مکتب اهلبیت(ع)، حاجى‏‌‌هایى که از راههاى دور مى‏‌‌آیند، بین این دو مُحِل مى‏‌‌شوند. یعنى از احرام خارج مى‌‌‏شوند و آنچه با احرام حرام شده بود، حلال مى‌‌ شود.

  (منبع: پاسخ جوان شیعى به پرسشهاى وهابیان‏)


آرشیو مطالب در مورد اهل سنت را در اینجا ببینید


 



comment گل نوشته شما ()