سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تسلیت شهادت امام سجاد(ع) و 4 مطلب ناب
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۸ آذر ۱۳٩٢
 

السَّلَامُ عَلَى زَینِ الْعَابِدِینَ وَ قُرَّةِ عَینِ النَّاظِرِینَ عَلِیِّ بنِ الْحُسَینِ الْإِمَامِ الْمَرضِیِّ

وَ ابنِ الأَئِمَّةِ الْمَرضِیِّینَ السَّلَامُ عَلَیکَ یَا سَیِّدِی وَ مَولَایَ وَ رَحمَةُاللهِ وَ بَرَکَاتُه‏

شهادت امام سجاد (ع)

شهادت جانگداز إفشاگر حقایق، بنده صادق، صاحب زبور آل محمد(ص)

حضرت سیّد السّاجدین، زین العابدین؛ امام علی بن الحسین(علیه السّلام)

بر فرزند داغدارش امام زمان(عج) و شما عزیزان تسلیت باد

در ادامه مطلب چهار مطلب ارزشمند و مفید و خواندنی تقدیم عاشقان اهلبیت(ع) می‌‌شود:

  • پاسخ امام سجاد(ع) به سؤالاتی در مورد تخفیف نماز در شب معراج
  • برخورد با دشمن ناآگاه و توصیف اهلبیت(ع) در قرآن
  • سفارش امام زمان(ع) به مرحوم مجلسی در مورد صحیفه سجادیه
  • مطالبی خواندنی برای آشنایی اجمالی با صحیفه سجادیه

شهادت امام سجاد (ع)

پاسخ امام سجاد(ع) به سؤالاتی در مورد تخفیف نماز در شب معراج

[به عنوان مقدمه عرض می‌‌کنم: خداوند متعال در شب معراج رسول خدا(ص)، آن حضرت را به پنجاه نماز در شبانه روز امر فرمود که امت آن حضرت نیز باید بجاى آورند و حدّاقل بالغ بر صد رکعت مى‏گشت، بعد بخاطر سفارش حضرت موسی(ع) و درخواست پیامبر از خدا، 50 نماز به 5 نماز کاهش یافت، ولکن با ثواب همان پنجاه نماز. [1]]

زید بن علی(همو که بر علیه حکومت هشام بن عبدالملک قیام کرد و شهید شد)؛ فرزند شجاع امام سجاد(علیه السلام) گفت از پدرم پرسیدم، چرا پیامبر اسلام(ص) در شب معراج در مورد تخفیف نماز(از پنجاه نماز به پنج نماز) از خداوند تقاضا نکرد، تا اینکه حضرت موسى(ع) از پیامبر اسلام(ص) خواست که این تقاضا را بکند، آنگاه پیامبر(ص) از خداوند تقاضاى تخفیف نماز کرد؟

امام سجاد(ع) در پاسخ فرمود: پسرم رسول خدا(ص) بعد از آنکه خداوند امرى کرد، چیزى از خدا نمى‌‌پرسد(در نهایت تسلیم محض امر خدا است). ولى چون حضرت موسى(ع) از آن حضرت خواست تا تقاضاى تخفیف نماز از خدا کند، پیامبر اسلام(ص) روا ندانست که تقاضا و شفاعت موسى(ع) را در مورد امت اسلام رد کند و همان تقاضا را از درگاه خداوند نمود و خداوند پنجاه نماز را، به نمازهاى پنجگانه(شبانه روز) کاهش داد.

زید گوید: به پدرم عرض کردم: چرا در مورد پنج نماز تقاضاى تخفیف نکرد، با اینکه حضرت موسى(ع) تخفیف در مورد نماز پنجگانه را نیز از پیامبر(ص) خواسته بود؟

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: پیامبر(ص) از خداوند خواست که همان پاداش انجام پنجاه نماز به انجام دهنده پنج نماز بدهد و خدواند مى‌‌خواست پیامبر (ص) را اجابت فرماید، چنانکه در قرآن مى فرماید: «مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ أَمثالِها»؛ کسى که یک کار نیک انجام دهد براى او ده برابر آن پاداش هست.

آیا دقت نکردی که وقتى پیامبر(ص) از معراج به زمین بازگشت، جبرئیل بر او وارد شد و عرض کرد: خداوند متعال بر تو سلام مى‌‌رساند و مى‌‌فرماید: نمازهاى پنجگانه را به جاى نمازهاى پنجاه گانه قرار دادم، و در آیه 29 سوره ق مى‌‌فرماید: «ما یُبَدَّلُ الْقَولُ لَدَیَّ وَ ما أَنَا بِظَلاَّمٍ لِلعَبید»؛ سخن من تغییر پذیر نیست، و من هرگز به بندگان ستم نمى کنم.

(منبع: من لایحضره الفقیه ‏1: 198)

برخورد با دشمن ناآگاه و توصیف اهلبیت(ع) در قرآن

هنگامى که اهل بیت امام حسین(ع) را به عنوان اسیر وارد شهر شام کردند، در بین ایشان امام زین العابدین(ع) نیز با حالتى ناجور و دلخراش حضور داشت. مردم شام با تبلیغات سوئى که توسّط مأمورین یزید(لعنة الله علیه) شده بود، با شادمانى و سرور براى استقبال از اسیران آمده بودند.

در بین مردم، پیرمردى بود، جلو آمد و گفت: شکر خداى را که مردان شما را کشت و آتش فتنه خاموش شد. سپس به آن عزیزان دل شکسته، بسیار دشنام و ناسزا گفت.

امام سجاد(ع) در همان وضعیّتى که بود، فرمود: اى پیرمرد! آنچه تو گفتى، من گوش کردم و چیزى نگفتم تا آن که سخن تو تمام شد؛ و آنچه خواستى گفتى، اکنون ساکت باش تا من نیز سخنى گویم؟

پیرمرد گفت: آنچه مى‌‌خواهى بیان کن.

حضرت فرمود: آیا قرآن خوانده‌‌‌اى؟

پیرمرد گفت: آرى.

حضرت فرمود: این آیه قرآن را نیز خوانده‌‌اى:

«قُل لا أسئَلُکُم عَلَیهِ أجراً إلاّ المَوَدَّةَ فى الْقُربى»(من از شما پاداشى به جز مودّت و دوستى اهل بیتم را نمى‌‌خواهم).

پیرمرد پاسخ داد: آرى، آن را خونده‌‌ام.

امام سجّاد(ع) فرمود: ما همان «قُربی» و اهل بیت پیامبر هستیم.

آیا این آیه قرآن را «وَآتِ ذَا القُربى حَقَّهُ»(حق و شئون اهل بیت را پرداخت و رعایت نمائید)، خوانده‌‌اى؟

پیرمرد نیز گفت: آرى، آن را هم خونده‌‌ام.

حضرت فرمود: به راستى که آن افراد، ما هستیم؛ پس حقّ ما چگونه باید رعایت گردد؟

پیرمرد شامى گفت: آیا واقعا شما همان‌‌ها هستید؟

حضرت فرمود: بلى؛ و سپس افزود: آیا این آیه قرآن را «وَاعلَمُوا انَّما غَنِمتُم مِن شَیىءٍ فَإنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى القُربى»(آنچه از غنائم و منافع را که به دست مى‌‌آورید، باید یک پنجم آن را[به عنوان خمس] تحویل رسول خدا واهل بیتش دهید)، خوانده‌‌اى؟

پیرمرد گفت: بلى، خوانده‌‌ام.

آن گاه امام(ع) فرمود: ما همان «ذی القُربی» و اهل بیت رسول خدا هستیم.

آیا این آیه قرآن را «إنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرا»(خداوند شما اهل بیت را از هر نوع گناه و آلودگى پاک و منزّه گردانده است) را نیز خوانده‌‌اى؟

در این حال پیرمرد شامى دست هاى خود را به سوى آسمان بلند کرد و گفت: خداوندا به تو پناه مى‌‌برم، خدایا توبه کردم، سالها است که قرآن مى‌‌خوانده‌‌ام و این چنین درک نمى‌‌کردم و امروز هدایت گشتم.

(منبع: احتجاج مرحوم طبرسى 2: 120)

سفارش امام زمان(ع) به مرحوم مجلسی در مورد صحیفه سجادیه

محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول می‌‌فرماید:

در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده‌‌‌ام بود و به همین دلیل احتیاط می‌‌‌کردم و نمی‌‌‌خواندم. خدمت شیخ بهائی(رحمه الله) عرض نمودم.

فرمود: «نماز قضا بخوان».

اما من با خود می‌‌گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می‌‌‌کند.

یک شب بالای پشت بام خانه‌‌ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان(ع) را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم.

با شوق و شعف نزد او رفتم و سؤالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب.

فرمود: «بخوان!»

عرض کردم: «یابن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی‌‌‌رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم».

فرمود: «برو از آقا محمد تاجا کتاب بگیر!» در خواب گویا او را می‌‌‌شناختم. رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می‌‌‌گریستم که از خواب بیدار شدم.

از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج، همان شیخ بهائی است و منظور امام(ع) از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.

نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله‌‌ی صحیفه سجادیه است.

ماجرا را برایش نقل کردم.

فرمود:«إن شاءالله به چیزی که می‌‌خواهی می‌‌‌رسی».

بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاجا را دیدم که از آشنایان قدیمم بود.

مرا که دید گفت: «ملا محمد تقی! من از دست طلبه‌‌ها به تنگ آمده‌‌‌ام. کتاب را از من می‌‌‌گیرند و پس نمی‌‌‌دهند. بیا برویم خانه یک سری کتب  که‌ موقوفه مرحوم‌ آقا قدیر هست‌، به تو بدهم».

مرا به خانه‌‌‌اش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت: «هر کتابی را که می‌‌‌خواهی بردار!»

کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. «صحیفه سجادیه» بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.

گفت: «باز هم بردار!»

گفتم: «همین بس است.»

پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم. و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.

مرحوم مجلسی دوم می‌‌‌فرماید: «مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه‌‌‌ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره‌‌‌مند شوند.»

(منبع: امام شناسی ج15: ص48، به نقل از میرزا محمد علی مدرسی شارح صحیفه سجادیه)

 

آشنایی اجمالی با صحیفه سجادیه

«صحیفه کامله سجادیه» اثر جاودانه امام زین العابدین(ع)، یکی از جامع‌ترین و ارزنده‌ترین منابع فرهنگی ناب اسلامی است که در میان آثار به‌جا مانده از این امام از همه مهمتر است.

این کتاب شریف، دومین کتابی است که در صدر اسلام تدوین شده است و دارای 54 دعاست.

از جهت اهمیت، پس از قرآن و نهج البلاغه قرار دارد و «اُخت القرآن»(خواهر قرآن)، «زبور آل محمد» و «انجیل اهل بیت» لقب گرفته است.

تمام علمای اسلام از تمام فرقه ها قبول دارند که صحیفه سجادیه منسوب به حضرت زین العابدین(ع) است.

بخاطر اهمیت والای این کتاب، و انبوه حقایق و معارفی که در آن موجود است، شرح و تفسیر‌های متعددی توسط علما و فرهیختگان بر آن نوشته شده که تعدادشان از شصت تجاوز می‌کند.

یکی از بهترین این تفاسیر مربوط به حکیم و فقیه و ادیب بزرگ، مرحوم سید علی‌خان کبیر مدنی شیرازی به نام «ریاض السالکین» است؛ و غیر از او، بزرگانی همچون ملا محمد محسن فیض کاشانی و شیخ بهاء الدین عاملی و میرداماد و مرحوم علامه مجلسی نیز بر صحیفه شرح نوشته‌اند.

بنا بر روایت جعفر بن محمد حسنی، اصل صحیفه‌ی سجادیه مشتمل بر هفتاد و پنج دعاست.

متوکل بن هارون که این کتاب را گردآوری کرده معتقد است یازده فقره دعا از اصل دعاها مفقود شده؛ و به همین دلیل شصت و چهار دعا را روایت کرده است.

در روایت محمد بن احمد بن مسلم مطهری؛ فقط پنجاه و چهار دعا چنانکه امروزه هم از صحیفه می‌بینیم موجود است.

بنابراین از اصل صحیفه، بیست و یک دعا افتاده است و در حال حاضر آنچه از صحیفه کامله سجادیه باقی مانده است، همین 54 دعاست.

یکی از زیباترین و دلنوازترین دعاهای صحیفه سجادیه؛ «دعای مکارم الاخلاق»(دعای بیستم) است که یکبار خواندن آن، انسان را شیفته تکرار آن خواهد کرد.(که قطعا باید موقع خواندن، به ترجمه آن توجه داشت).


 

[1]. کامل این روایت از این قرار است:

امام صادق(ع) فرمود: همانا رسول خدا(ص) هنگامى که به گردش شبانه به آسمانها برده شد، پروردگارش آن حضرت را به پنجاه نماز در شبانه روز امر فرمود که امت آن حضرت نیز باید بجاى آورند[که حدّاقل بالغ بر صد رکعت مى‏‌‌گشت].

بعد آن حضرت بر یکایک پیامبران که در آسمان صف کشیده بودند گذشت و هیچ یک از پیامبران از او چیزى نپرسید تا به موسى بن عمران(ع) رسید. او از آن حضرت پرسید: پروردگارت تو را به چه چیزی امر فرمود؟

آن حضرت پاسخ داد: به پنجاه نماز.

موسى(ع) گفت: از پروردگارت تخفیف بخواه که امّت تو طاقت انجام آن را ندارد.

پس آن حضرت از خداوند خواست و حقتعالى ده نماز را کم کرد.

بار دیگر آن حضرت بر یکایک پیامبران که در آسمان صف کشیده بودند گذشت و هیچ یک از ایشان از آن حضرت چیزى نپرسید تا بر موسى بن عمران(ع) گذشت و او از رسول خدا(ص) پرسید خداوند تو را به چه چیز امر فرمود؟

پاسخ داد: به خواندن چهل نماز.

باز موسى(ع) به آن حضرت گفت: از پروردگارت تخفیف بخواه که امّت تو طاقت بجا آوردن آن را ندارد.

رسول خدا(ص) درخواست تخفیف نمود و خداوند تعالى ده نماز از آن را تخفیف داد.

بار دیگر آن حضرت بر یکایک پیامبران گذشت و هیچ کدام چیزى از او نپرسید تا بر موسى(ع) گذشت و او پرسید: پروردگارت تو را به چه چیز امر فرمود؟

آن حضرت پاسخ داد: به سى نماز،

و موسى(ع) تکرار کرد: از پروردگارت تخفیف بخواه که امّت تو طاقت بجا آوردن آن را ندارد،

و آن حضرت از خداوند عزّوجلّ درخواست نمود و خداوند ده نماز دیگر را تخفیف داد،

باز رسول خدا(ص) بر یکایک پیامبران گذشت و هیچ یک چیزى از آن حضرت نپرسید تا بر موسى بن عمران(ع) گذشت و او از آن حضرت پرسید: پروردگارت تو را به چه چیز امر فرمود؟

آن حضرت پاسخ داد: به بیست نماز،

و موسى(ع) باز به آن حضرت گفت: از پروردگار خویش تخفیف بخواه که امّت تو توان انجام آن را ندارد،

رسول خدا(ص) از خداوند درخواست کرد و حق تعالى ده نماز دیگر از آن را تخفیف عطا فرمود،

بار دیگر رسول خدا(ص) بر یکایک پیامبران گذر کرد و هیچ یک از ایشان چیزى از آن حضرت نپرسید تا اینکه بر موسى(ع) گذشت و او به رسول خدا(ص) گفت: اکنون پروردگارت تو را به انجام چه چیز دستور داد؟

آن حضرت پاسخ داد: به ده نماز،

موسى(ع) گفت: باز هم از پروردگارت تخفیف بخواه که امّت تو طاقت انجام آن را نیز ندارد که من خود براى بنى اسرائیل واجبات خداوند عزّوجلّ را آوردم و آنان نپذیرفتند و بدان عمل نکردند و خود را ملزم نساختند که به آن عمل نمایند.

پس پیامبر(ص) از پروردگار خود درخواست تخفیف نمود و خداوند عزّوجلّ آن را تخفیف داده و پنج نماز را واجب ساخت.

باز رسول خدا(ص) بر یکایک پیامبران گذشت و هیچ یک از ایشان چیزى از آن حضرت نپرسید تا به موسى(ع) رسید و او از آن حضرت پرسید: پروردگارت تو را به چه چیز امر فرمود؟

آن حضرت پاسخ داد: به اداى پنج نماز.

موسى(ع) گفت: باز هم از پروردگارت براى امّت خویش تخفیف بخواه که ایشان طاقت انجام آن را نیز ندارند.

رسول خدا(ص) فرمود: من خود شرم دارم از اینکه باز نزد پروردگارم باز گردم و بیش از این تخفیف بخواهم.

پس رسول خدا(ص) همان نمازهاى پنجگانه را براى امّت خود آورد و فرمود: خداوند از جانب امّت من موسى بن عمران را جزاى خیر دهد. امام صادق(ع) نیز اضافه فرمود: خداوند موسى بن عمران را براى تخفیفى که او موجب شد از جانب ما جزاى خیر دهد.


 



comment گل نوشته شما ()