سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

گفتار اندیشمندان اهل سنت در تأیید توسّل و تبرّک (1)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ٤ بهمن ۱۳٩٢
 

أخیراً در بین اهل‏ سنّت یک حرکت و جریانى مشاهده مى‏‌‌‌شود که مخالف افکار و سیره بزرگان سلف آنان است. در نوشته‏‌ها و کتاب‌‌هایى که منتشر مى‏‌‌‌کنند به انحاء مختلف، زیارت و توسل را زیر سؤال مى‏‌‌‌برند!!

توسل +‌ اهل سنت

در صورتى که علماى بزرگ اهل‏ سنّت در طول تاریخ، با این جریان مخالف بوده‏‌‌اند، بلکه توسل را مشروع و جایز دانسته‏‌‌اند.

براى آن که این مطلب روشن و مستند باشد، بخشى از گفتار علماى اهل‏‌‌سنّت را ذکر مى‏‌‌‌کنیم تا تضاد و دوگانگى بین این دو دیدگاه روشن شود و در نهایت خوانندگان خود داورى نمایند.

وظیفه هر مسلمانى آن است که سخن را بشنود و حق را برگزیند؛ «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ».


 

بخاطر اهمیت و گستردگی این بحث، این مطلب در دو پست و دو گفتار تقدیم علاقمندان می‌‌شود:

گفتار اول: گفتار برخى از علماى اهل‏ سنّت‏ در مورد توسل؛ که در این گفتار فقط به ذکر عین عبارات علما و اندیشمندان اهل سنت در این مورد بسنده خواهد شد.

گفتار دوم: دلیل بر جواز و مشروعیت توسل‏ در کتب اهل سنّت؛ که در این گفتار چند نمونه تاریخی و داستانهایی که خود اهل سنت در کتابهایشان از توسل به قبر پیامبرخدا(ص) نقل کرده‌‌اند تقدیم می‌‌شود.

گفتار اول: گفتار برخى از علماى اهل‏ سنّت‏ در مورد توسل

1) نورالدین سَمهُودى مى‏‌گوید: «استغاثه و شفاعت و توسل به پیامبر و جاه و برکت او نزد خداوند، از کردار انبیا و سیره سلف صالح بوده و در هر زمانى انجام مى‏‌گرفته است؛ چه قبل از خلقت و چه بعد از آن، حتى در حیات دنیوى و در برزخ.

هرگاه توسل به اعمال صحیح است؛ همان گونه که در حدیث غار آمده، توسل به پیامبر سزاوارتر‏ است ...».(1)

2) دکتر عبدالملک سعدى مى‏‌گوید:

هرگاه کسى بگوید: «أللّهم إنّى توسَّلتُ إلیک بجاه نبىّ‏ أو صالح»؛ کسى نباید در جواز آن شک کند، زیرا «جاه»، همان ذات کسى نیست که به او توسل شده، بلکه مکانت و مرتبه او نزد خداوند است و این، حاصل و خلاصه اعمال صالح او است.

خداوند متعال در مورد حضرت موسى مى‏‌فرماید: «وَ کانَ عِنْدَاللهِ وَجِیهاً»؛(2) و نزد خدا آبرومند بود... .

3) قسطلانى مى‏‌‌‌گوید: «بر زائر رسول خدا سزاوار است که زیاد دعا و تضرّع و استغاثه، طلب شفاعت و توسل به ذات پاک رسول خدا(صلى الله علیه و آله) نماید...».(3)

4) زرقانى در شرح آن مى‏‌‌‌گوید: «...باید به پیامبر توسل جست، زیرا توسل به آن حضرت سبب فروریختن کوه‌‌‏هاى گناهان است...».

5) ابن الحاج ابو عبیدالله عبدرى مالکى مى‏‌گوید:

«... مرده‌‌‏اى که به زیارتش مى‏‌رویم اگر از کسانى باشد که امید برکت از او مى‏‌رود، باید به او توسل جست و پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) در رأس آنها است ...».(4)

6) حسن بن على سقاف شافعى مى‏‌گوید: «توسل، استغاثه و طلب شفاعت از بزرگ مردم (محمد پیامبر و چراغ تاریکى ‏ها) از امور مستحبى است که بر آن تأکید فراوان شده است، به ویژه هنگام گرفتارى‏‌ها و سیره علماى اهل عمل و اولیاى اهل عبادت، بزرگان محدثین و امامان سلف بر این بوده است».

7) نَوَوى در برخى از کتاب‌‌هایش قائل به استحباب توسل شده است.(5)

8) غمارى در مقدمه کتابش مى‏‌نویسد: «استحباب توسل در مذهب شافعى و دیگران(حنبلى، حنفى، مالکى)، شایسته شمرده شده است...».(6)

9) ابن حجر مکّى از اشعار شافعى این دو بیت را که بر توسل شافعى به اهل بیت پیامبر دلالت دارد نقل مى‏‌کند:

آل النبىّ ذریعتى *** و هم إلیه وسیلتى‏

أرجو بهم أعطوا غداً *** بیدى الیمین صحیفتى(7)

خاندان پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) وسیله من هستند، آنها در پیشگاه او سبب تقرّب من مى‌‌باشند،

امیدوارم فرداى قیامت به سبب توسل به آنها، نامه اعمال من به دست راست من سپرده شود!

10) زینى دحلان مى‏‌گوید: «هرکس ذکرهاى پیشینیان و دعاها و اوراد آنان را دنبال کند در آنها مقدار زیادى از توسل به ذوات مقدسه مى‌‌یابد. و کسى بر آنان ایراد نگرفت، تا این که این منکران (وهابیان) آمدند. و اگر قرار باشد که نمونه‌‌‏هاى توسل را جمع کنیم کتابى عظیم مى‏‌شود ...».(8)

11) یکی از علمای بزرگوار شیعه که عمر شریف خود را صرف تتبع و تحقیق در کتب اهل سنت کرد تا از میان کتابهای خودشان حقیقت را برای آنها بنمایاند و در کتاب گرانسنگ و ارزشمند الغدیر، نتیجه تلاشهای طاقت فرسای خود را تقدیم اندیشمندان و محققین طالب حقیقت کرده است، یعنی علامه امینى(ره) در توضیح توسّل مى‏‌فرماید:

«توسل بیش از این نیست که شخصى با واسطه قرار دادن ذوات مقدسه[پیامبر و ائمه معصومین(ع)] به خدا نزدیک شود و آنها را وسیله برآورده شدن حاجات خود قرار دهد، زیرا آنان نزد خدا آبرومندند؛ نه این که ذات مقدس آنان را به طور مستقل در برآورده شدن حاجت‌‌هایش دخیل بداند، بلکه آنان را مجارى فیض، حلقه‌‌‏هاى وصول و واسطه‌‌‏هاى بین مولى وبندگان مى‏‌داند. با این عقیده که تنها مؤثر حقیقى در عالم؛ وجود خداوند سبحان است و تمام کسانى که متوسل به ذوات مقدسه مى‏‌شوند همین نیّت را دارند، حال این چه ضدّیتى با توحید دارد؟ ...».(9)

بخش دوم این گفتار را اینجا بخوانید.

----------------

پی‌‌نوشتها:

1) وفاء الوفا، ج 4، ص 1372.

2) احزاب: 69.

3) البدعة فى مفهومها الاسلامى، ص 45.

4) المدخل، ج 1، ص 254.

5) حاشیه الایضاح على المناسک، ص 450 و 498؛ شرح المهذّب (المجموع) ج 8، ص 274؛ شرح الاذکار، باب اذکار الحجّ، ص 307.

6) غمارى، مقدمه ارغام المبتدع الغبىّ بجواز التوسل بالنبّى‏.

7) الصواعق المحرقة، ص 18.

8) زینى دحلان، الدرر السنیة، ص 31.

9) الغدیر، ج 3، ص 403.


آرشیو مطالب در مورد اهل سنت را در اینجا ببینید


 



comment گل نوشته شما ()