سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

مناجات خداوند متعال در شب معراج(بخش دوم)
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

در معراجی که پیامبر خدا(ص) داشت، مطالبی را خداوند متعال به ایشان فرمودند که خواندن و دقت در آنها واقعا در آینده و سرنوشت انسان تأثیرگذار است.

حدیث معراج

 

از آنجا که این حدیث طولانی و مفصل است؛ بخش دوم از پنج بخش آن را تقدیم دوستان ارجمند می‌‌کنم.

امیدوارم ضمن صرف اندکی وقت، در آنها دقت کنیم تا بهره کافی ببریم.


گرسنگى و سکوت، خلوت و سجود

یا أحْمَد! لَوْ ذُقْتَ حَلاوَةَ الْجُوعِ وَالصَّمْتِ وَالخَلْوَةِ وَما وَرِثُوا مِنْها. قالَ: یا رَبِّ! ما مِیراثُ الجُوعِ؟ قالَ: الْحِکْمةُ وَحِفْظُ الْقَلْبِ وَالتَّقَرُّبُ إلَیَّ وَالْحُزْنُ الدّائِمُ وَخِفَّةُ الْمَؤُنَةِ بَیْنَ النّاسِ وَقَوْلُ الْحَقِّ وَلا یُبالِی عاشَ بِیُسْر أمْ بِعُسْر؛

اى احمد! اى کاش مى‌‌‌‌دانستى که گرسنگى و سکوت و تنهایى چه لذّت و آثارى دارند!

عرض کرد: خداوندا! گرسنگى چه اثراتى دارد؟

فرمود: حکمت، حفظ قلب، تقرّب به من، حزن همیشگى، کم خرج بودن بین مردم، حق گویى، بى اعتنایى به سختى یا آسانى زندگى.

یا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِی بِأَیِّ وَقْت یَتَقَرَّبُ الْعَبْدُ إلَیَّ؟ قالَ: لا یا رَبِّ. قالَ: إذا کانَ جائِعاً أوْ ساجِداً؛

اى احمد! آیا مى‌‌‌‌دانى چه هنگامى بنده به من نزدیک مى‌‌‌‌شود؟

عرض کرد: خیر، اى پروردگار من! فرمود: وقتى که گرسنه یا در حال سجده باشد.

 

تعجّب خداوند از سه گروه

یا أحْمَدُ! عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبِید؛ عَبْد دَخَلَ فِی الصَّلاةِ وَهُوَ یَعْلَمُ إلى مَنْ یَرْفَعُ یَدَیْهِ وَقُدّامَ مَنْ هُوَ وَهُوَ یَنعَسُ. وَعَجِبْتُ مِنْ عَبْد لَهُ قُوتُ یَوْم مِنَ الْحَشیشِ أوْ غَیْرِهِ وَهُوَ یَهْتَمُّ لِغَد وَعَجِبْتُ مِنْ عَبْد لا یَدْرِی أنِّی راض عَنْهُ أوْ ساخِطٌ عَلَیْهِ وَهُوَ یَضْحَکُ؛

اى احمد! از سه بنده خود تعجب مى‌‌‌‌کنم: بنده‌‌اى که به نماز ایستاده و مى‌‌‌‌داند که دستهاى خودرا به جانب چه کسى دراز کرده و در پیشگاه چه کسى ایستاده و در عین حال خواب آلود است.

و تعجّب مى‌‌‌‌کنم از بنده‌‌اى که روزىِ امروزش از سبزى مختصرى تأمین است، ولى براى فردایش به فکر فرو رفته است.

و تعجّب مى‌‌‌‌کنم از بنده‌‌اى که نمى‌‌داند آیا من از او راضى هستم یا بر او غضبناکم، ولى خندان است.

 

اوصاف و مقام اولیاى خداوند

یا أحْمَدُ! إنَّ فِی الْجَنَّةِ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤ فَوْقَ لُؤْلُؤ وَدُرَّة فَوْقَ دُرَّة لَیْسَ فِیها قَصْمٌ وَلا وَصْلٌ، فِیهَا الْخَواصُّ، أنْظُرُ إلَیْهِمْ کُلَّ یَوْم سَبْعِینَ مَرَّةً فَأُکَلِّمَهُمْ کُلَّما نَظَرْتُ إلَیْهِمْ، وَأزِیدُ فِی مُلْکِهِمْ سَبْعِینَ ضِعْفاً وَإذا تَلَذَّذَ أهْلُ الْجَنَّةِ بِالطَّعامِ وَالشَّرابِ تَلَذَّذُوا أُولئِکَ بِذِکْرِی وَکَلامِی وَحَدِیثِی. قالَ: یا رَبِّ! ما عَلامَةُ أُولئِکَ؟ قالَ: مَسْجُونُونَ قَدْ سَجَنُوا ألْسِنَتَهُمْ مِنْ فُضُولِ الْکَلامِ وَبُطُونَهُمْ مِنْ فُضُولِ الطَّعامِ؛

اى احمد! در بهشت قصرى است از لؤلؤ بر فراز لؤلؤ، و مروارید بزرگ درخشان روى مروارید که در آنها قطع و وصلى وجود ندارد (یکپارچه است) در این کاخ، دوستان خاصّ من هستند که هر روز هفتاد بار (به لطف و مهر) به آنان نظر مى‌‌‌‌افکنم و هربار با آنها سخن مى‌‌‌‌گویم و هفتاد بار بر قلمرو و مقامشان مى‌‌‌‌افزایم.

و آنگاه که اهل بهشت از خوردن و آشامیدن لذّت مى‌‌‌‌برند اینان از ذکر و سخن و گفتار من لذّت مى‌‌‌‌برند.

عرض کرد: خداوندا! نشانه هاى اینها چیست؟

فرمود: زندانیانى هستند که زبان هاى خود را از حرفهاى غیر ضرورى و شکمهاى خود را از غذاى غیر لازم، محفوظ و حبس کرده اند.

 

اوصاف فقراء و مستمندان راستین

یا أحْمَدُ! إنَّ الْمَحَبَّةَ للهِِ هِیَ الْمَحَبَّةُ لِلْفُقَراءِ وَالْتَقَرُّبُ إلَیْهِمْ. قالَ: فَمَنِ الْفُقَراءُ؟ قالَ: الَّذِینَ رَضُوا بِالْقَلِیلِ وَصَبَرُوا عَلَى الرَّخاءِ وَلَمْ یَشْکُوا جُوعَهُمْ وَلا ظَمَأَهُمْ وَلَمْ یَکْذِبُوا بِأَلْسِنَتِهِم وَلَمْ یَغْضَبُوا عَلى رَبِّهِمْ وَلَمْ یَغْتَمُّوا عَلى ما فاتَهُمْوَلَمْ یَفْرَحُوا بِما آتاهُمْ. یا أحْمَدُ! مَحَبَّتِی مَحَبَّةُ الْفُقَراءِ فَأَدْنِ الْفُقَراءَ وَقَرِّبْ مَجْلِسَهُمْ مِنْکَ وَأبْعِدِ الاْغْنِیاءَ وَأبْعِدْ مَجْلِسَهُمْ عَنْکَ لاِنَّ الْفُقَراءَ أحِبّائِی؛

اى احمد! محبّت من در گرو محبّت فقراء و تقرّب به ایشان است.

عرض کرد: فقراء و مستمندان کیانند؟

فرمود: آنانکه به کم، راضى و بر گرسنگى، صابر و در نعمت، شاکر هستند؛ از گرسنگى و تشنگى خود شکایتى ندارند و هرگز دروغ بر زبان خود جارى نمى‌‌کنند و نسبت به پروردگارشان غضب نمى‌‌نمایند و براى چیزى که از دستشان رفت، غمگین نیستند و نسبت به چیزى که به دست مى‌‌‌‌آورند، فرحناک و شادمان نمى‌‌باشند.

اى احمد! محبّت من در گرو محبّت درویشان است، پس به آنها نزدیک شو و همنشینى با آنان را اختیار کن و از ثروتمندان و مجلسشان فاصله بگیر، چراکه درویشان دوستان من هستند.

 

نفس، چونان شترمرغ!

یا أحْمَدُ! لا تَزَیَّنْ بِلَبْسِ اللِّباسِ وَطِیبِ الطَّعامِ وَلِینِ الْوَطاءِ. فَإنَّ النَّفْسَ مَأوى کُلِّ شَرٍّ وَرَفِیقُ کُلِّ سُوء. تَجُرُّها إلى طاعَةِ اللهِ وَتَجُرُّکَ إلى مَعْصِیَتِهِ، وَتُخالِفُکَ فِی طاعَتِهِ، وَتُطِیعُکَ فِی ما تَکْرَهُ، وَتَطْغى إذا شَبِعَتْ، وَتَشْکُو إذا جاعَتْ، وَتَغْضَبُ إذَا افْتَقَرَتْ، وَتَتَکَبَّرُ إذَا اسْتَغْنَتْ، وَتَنْسى إذا کَبُرَتْ، وَتَغْفُلُ إذا أمِنَتْ وَهِیَ قَرِینَةُ الشَّیْطانِ. وَمَثَلُ النَّفْسِ کَمَثَلِ النَّعامَةِ تَأْکُلُ الْکَثِیرَ وَإذا حُمِلَ عَلَیْها لا تَطِیرُ وَکَمَثَلِ الدِّفْلى لَوْنُهُ حَسَنُ وَطَعْمُهُ مُرٌّ؛

اى احمد! با لباس جذّاب و غذاى لذیذ و بستر نرم، خود آرایى مکن چرا که نفس، خاستگاه هر بدى و رفیق هر نادرستى است. تو نفس را به اطاعت خدا مى‌‌‌‌خوانى ولى او تو را به نافرمانى مى‌‌‌‌کشاند.

هر گاه که مى‌‌‌‌خواهى اطاعت خدا کنى با تو مخالفت مى‌‌‌‌کند و هرگاه که بخواهى نافرمانى از خدا کنى با تو همراهى مى‌‌‌‌کند.

هرگاه که سیر شود، طغیان مى‌‌‌‌کند و هرگاه که گرسنه شود، فریاد و فغان سر مى‌‌‌‌دهد. هرگاه که بى نوا شود، غضب مى‌‌‌‌کند و هرگاه که بى نیاز شود، تکبّر و بزرگى مى‌‌‌‌ورزد.

هرگاه که بزرگ شود، فراموشکار مى‌‌‌‌شود و هرگاه که در امنیّت باشد، غفلت مى‌‌‌‌ورزد.

نفس آدمى، مثل شتر مرغ است که فراوان مى‌‌‌‌خورد ولى وقتى که بر آن سوار مى‌‌‌‌شوند (بار مى‌‌‌‌گذارند) نمى‌‌پرد. و مانند خرزهره است که رنگش زیبا ولى مزّه اش تلخ است.

 

اوصاف دنیا زدگان

یا أحْمَدُ! أبْغِضِ الدُّنْیا وَأهْلَها وَأحِبَّ الاْخِرَةَ وَأَهْلَها. قالَ: یا رَبِّ! وَمَنْ أهْلُ الدُّنْیا وَمَنْ أهْلُ الاْخِرَة؟ قالَ: أهْلُ الدُّنْیا مَنْ کَثُرَ أکْلُهُ وَضِحْکُهُ وَنَوْمُهُ وَغَضَبُهُ، قَلِیلُ الرِّضا، لا یَعْتَذِرُ إلى مَنْ أساءَ إلَیْهِ وَلا یَقْبَلُ عُذْرَ مَنِ اعْتَذَرَ إلَیْهِ. کَسْلانُ عِنْدَ الطّاعَةِ وَشُجاعٌ عِنْدَ الْمَعْصِیَةِ. أَمَلُهُ بَعِیدٌ وَأجَلُهُ قَرِیبٌ لا یُحاسِبُ نَفْسَهُ. قَلِیلُ الْمَنْفَعَةِ، کَثِیرُ الْکَلامِ، قَلِیلُ الْخَوْفِ، کَثِیرُ الْفَرَحِ عِنْدَ الطَّعامِ، وَإنَّ أهْلَ الدُّنْیا لا یَشْکُرُونَ عِنْدَ الرَّخاءِ وَلا یَصْبِرُونَ عِنْدَ الْبَلاءِ. کَثِیرُ النّاسِ عِنْدَهُمْ قَلِیلٌ. یَحْمِدُونَ أنْفُسَهُمْ بِما لا یَفْعَلُونَ وَیَدَّعُونَ بِما لَیْسَ لَهُمْ وَیَتَکَلَّمُونَ بِما یَتَمَنُّونَ.

وَیَذْکُرُونَ مَساوِئَ النّاسِ وَیُخْفُونَ حَسَناتِهِمْ. فَقالَ: یا رَبِّ! کُلُّ هذَا الْعَیْبِ فِی أهْلِ الدُّنْیا؟ قالَ: یا أحْمَدُ! إنَّ عَیْبَ أهْلِ الدُّنْیا کَثِیرٌ، فِیهِمُ الْجَهْلُ وَالْحُمْقُ، لا یَتَواضَعُونَ لِمَنْ یَتعَلَّمُونَ مِنْهُ وَهُمْ عِنْدَ أنْفُسِهِمْ عُقَلاءٌ وَعِنْدَ الْعارِفِینَ حُمَقاءٌ؛

اى احمد! دنیا و اهل آن را دشمن بدار و آخرت و اهل آن را دوست بدار.

عرض کرد: اى خداى من! اهل دنیا و اهل آخرت چه کسانى هستند؟

فرمود: اهل دنیا کسى است که خوردن و خندیدن و خواب و غضبش زیاد و رضایت او کم مى‌‌‌‌باشد.

اگر به کسى بدى کرد از او پوزش نمى‌‌طلبد و عذر کسى را که از او عذر خواهى مى‌‌‌‌کند نمى‌‌پذیرد.

هنگام عبادت، کسل و هنگام معصیت، شجاع است.

آرزویش دور و دراز و مرگش نزدیک است. به حساب خود نمى‌‌پردازد. نفعش به دیگران کم مى‌‌‌‌رسد. حرف زیاد مى‌‌‌‌زند. ترس کم دارد. هنگام رسیدن به غذا، بسیار شادمان مى‌‌‌‌شود.

اهل دنیا هنگام نعمت، شکر و هنگام بلا، صبر نمى‌‌کنند.

به کارهایى که انجام نداده اند خودستایى مى‌‌‌‌کنند و چیزى را ادّعا مى‌‌‌‌کنند که واجد آن نیستند و از روى آرزو و هوس سخن مى‌‌‌‌گویند. عیوب دیگران را بازگو ولى خوبی هاى آنها را مخفى می کنند.

عرض کرد: آیا اهل دنیا این همه عیب دارند؟

فرمود: اى احمد! اهل دنیا عیب فراوان دارند. جاهلند، احمقند، در مقابل استاد خود تواضع نمى‌‌کنند، خود را عاقل مى‌‌‌‌پندارند در حالى که نزد اهل معرفت احمق هستند.

منتظر بخش سوم باشید


بخش اول را اینجا بخوانید

بخش سوم را اینجا بخوانید

بخش چهارم را اینجا بخوانید

بخش پنجم را اینجا بخوانید


 



comment گل نوشته شما ()