سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

مناجات خداوند متعال در شب معراج(بخش پنجم)
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩۳
 

در معراجی که پیامبر خدا(ص) داشت، مطالبی را خداوند متعال به ایشان فرمودند که خواندن و دقت در آنها واقعا در آینده و سرنوشت انسان تأثیرگذار است.

حدیث معراج

از آنجا که این حدیث طولانی و مفصل است؛ بخش آخر از پنج بخش آن را تقدیم دوستان ارجمند می‌‌کنم.

امیدوارم ضمن صرف اندکی وقت، در آنها دقت کنیم تا بهره کافی ببریم.


ضرورت استفاده از عقل و عدم غفلت از خدا

یا أحْمَدُ! اِسْتَعْمِلْ عَقْلَکَ قَبْلَ أنْ یَذْهَبَ. فَمَنِ اسْتَعْمَلَ عَقْلَهُ لا یُخْطِئُ وَلا یَطْغى. یا أحْمَدُ! أنْتَ لا تَغْفَلُ أبَداً. مَنْ غَفَلَ عَنِّی لا أُبالِی بِأَیِّ وادٍ هَلَکَ؛

اى احمد! عقل خود را قبل از آنکه از دست برود به کار انداز. هرکس که از عقل خود استفاده کند اشتباه و طغیان نمى‌‌کند.

اى احمد! هرگز غفلت نداشته باش. هرکس که از من غفلت داشته باشد براى من مهمّ نیست که در کدام وادى به هلاکت مى‌‌‌‌رسد.

 

دلیل برترى پیامبر اسلام بر سایر پیامبران

یا أحْمَدُ! هَلْ تَدْرِی لاِیِّ شَیْء فَضَّلْتُکَ عَلى سائِرِ الاْنْبِیاءِ؟ قالَ: اَللّهُمَّ! لا. قالَ: بِالْیَقْینِ وَحُسْنِ الْخُلْقِ وَسَخاوَةِ النَّفْسِ وَرَحْمَة بِالْخَلْقِ وَکَذلِکَ أوْتادُ الاْرْضِ لَمْ یَکُونُوا أوْتاداً إلاّ بِهذا؛

اى احمد! آیا مى‌‌‌‌دانى که چرا تو را بر سایر پیامبران برترى و فضیلت دادم؟

عرض کرد: خیر، نمى‌‌دانم اى خداى من.

فرمود: بواسطه یقین و خوش اخلاقى و سخاوت و مهربانى با مردم. و همچنین برگزیدگان و اوتاد زمین هم که اوتاد زمین شدند به خاطر همین صفات و ویژگی‌‌هاست.

 

آثار کم خورى و کم حرفى

یا أحْمَدُ! إنَّ الْعَبْدَ إذا جاعَ بَطْنُهُ وَحَفِظَ لِسانَهُ عَلَّمْتُهُ الْحِکْمَةَ. وَإنْ کانَ کافِراً تَکُونُ حِکْمَتُهُ حُجَّةً عَلَیْهِ وَوَبالاً، وَإنْ کانَ مُؤْمِناً تَکُونُ حِکْمَتُهُ لَهُ نُوراً وَبُرْهاناً وَشِفاءً وَرَحْمَةً، فَیَعْلَمُ ما لَمْ یَکُنْ یَعْلَمُ وَیُبْصِرُ ما لَمْ یَکُنْ یُبْصِرُ. فَأوَّلُ ما أُبَصِّرُهُ عُیُوبَ نَفْسِهِ حَتّى یَشْغَلَ بِها عَنْ عُیُوبِ غَیْرِهِ وَأُبَصِّرُهُ دَقائِقَ الْعِلْمِ حَتّى لا یَدْخُلَ عَلَیْهِ الشَّیْطانُ؛

اى احمد! وقتى که بنده شکمش گرسنه و زبانش از گفتار محفوظ باشد به او حکمت مى‌‌‌‌آموزم پس اگر این انسان کافر باشد این حکمت به ضرر او و حجّتى علیه خود او خواهد بود ولى اگر مؤمن باشد حکمت او نور و برهان و شفا و رحمت است.

پس آنچه را که تاکنون نمى‌‌دانسته، اکنون مى‌‌‌‌داند و آنچه را که تاکنون نمى‌‌دیده، اکنون مى‌‌‌‌بیند. پس نخستین چیزى را که مى‌‌‌‌بیند عیوب خویش است قبل از آن که به عیب دیگران بپردازد، و ریزهکاریها و دقائق علمى را به او مى‌‌‌‌نمایانم تا شیطنت در - قلب و فکر و اندیشه - او وارد نگردد.

 

لزوم حفظ زبان

یا أحْمَدُ! لَیْسَ شَیْءٌ مِنَ الْعِبادَةِ أَحَبَّ إلَیَّ مِنَ الصَّمْتِ وَالصَّوْمِ. فَمَنْ صامَ وَلَمْ یَحْفَظْ لِسانَهُ کانَ کَمَنْ قامَ وَلَمْ یَقْرَأْ فِی صَلاتِهِ فَأُعْطِیهِ أجْرَ الْقِیامِ وَلَمْ أُعْطِهِ أجْرَ الْعابِدِینَ؛

اى احمد! هیچ عبادتى نزد من از سکوت و روزه محبوبتر نیست. پس هر کس که روزه بگیرد و زبان خود را حفظ نکند مثل کسى است که به نماز بایستد ولى چیزى نخواند. پس به چنین نمازگزارى فقط پاداش بپاخاستن او را مى‌‌‌‌دهم ولى پاداش عبادت کنندگان را به وى نخواهم داد.

 

اوصاف عابدان

یا أَحْمَدُ! هَلْ تَدْرِی مَتى یَکُونُ لِیَ الْعَبْدُ عابِداً؟ قالَ: لا یا رَبِّ! قالَ: إذَا اجْتَمَعَ فِیهِ سَبْعُ خِصال. وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنِ الْمَحارِمِ، وَصَمْتٌ یَکُفُّهُ عَمّا لا یَعْنِیهِ، وَخَوْفٌ یَزْدادُ کُلَّ یَوْم مِنْ بُکائِهِ، وَحَیاءٌ یَسْتَحْیِی مِنِّی فِی الْخَلاءِ، وَأَکْلُ ما لا بُدَّ مِنْهُ، وَیُبْغِضُ الدُّنْیا لِبُغْضِی لَها، وَیُحِبُّ الاْخْیارَ لِحُبِّی لَهُم؛

اى احمد! آیا مى‌‌‌‌دانى که چه هنگام بنده من، بنده واقعى و عابد راستین محسوب مى‌‌‌‌شود؟

عرض کرد: خیر اى پروردگار من.

فرمود: وقتى که هفت خصلت در او جمع گردد، شایسته این نام خواهد شد:

1 - تقوایى که او را از محرّمات حفظ کند.

2 - سکوتى که او را از حرف بیهوده مهار کند.

3 - ترسى که هر روز به واسطه آن گریه اش افزون گردد.

4 - حیایى که در خلوت از من شرم بنماید.

5 - خوردن به اندازه‌‌اى که رفع نیاز او شود.

6 - کینه نسبت به دنیا به جهت آن که من نسبت به آن کینه دارم.

7 - عشق به خوبان به دلیل آن که من به آنها عشق مى‌‌‌‌ورزم.

 

اوصاف عاشقان حق

یا أَحْمَدُ! لَیْسَ کُلُّ مَنْ قالَ أُحِبُّ اللهَ أَحَبَّنِی حَتّى یَأْخُذَ قُوتاً وَیَلْبِسَ دُوناً وَیَنامَ سُجُوداً وَیُطِیلَ قِیاماً وَیَلْزِمَ صَمْتاً وَیَتَوَکَّلَ عَلَیَّ وَیَبْکِیَ کَثِیراً وَیَقِلَّ ضِحْکاً وَیُخالِفَ هَواهُ وَیَتَّخِذَ الْمَسْجِدَ بَیْتاً وَالْعِلْمَ صاحِباً وَالزُّهْدَ جَلِیساً وَالْعُلَماءَ أحِبّاءَ وَالْفُقَراءَ رُفَقاءَ وَیَطْلُبَ رِضایَ وَیَفِرَّ مِنَ الْعاصِینَ فِراراً وَیَشْغَلَ بِذِکْرِی اشْتِغالاً وَیُکْثِرَ التَّسْبِیحَ دائِماً وَیَکُونَ بِالْعَهْدِ صادِقاً وَبِالْوَعْدِ وافِیاً وَیَکُونَ قَلْبُهُ طاهِراً وَفِی الصَّلاةِ ذاکِیاً وَفِی الْفَرائِضِ مُجْتَهِداً وَفِیما عِنْدِی مِنَ الثَّوابِ راغِباً وَمِنْ عَذابِی راهِباً وَلاِحِبّائِی قَرِیباً وَجَلِیساً.

اى احمد! هرکس که ادّعاى عشق و محبّت من بکند این طور نیست که عاشق من باشد.

کسى عاشق من است که: غذایش اندک، لباسش خشن و خوابش در حال سجده و نمازش طولانى باشد و همواره سکوت پیشه کند و بر من توکّل بنماید و گریه زیاد و خنده کم بکند و با هوس مخالفت کند و مسجد را به عنوان خانه خود و دانش را رفیق خود انتخاب کند،

و در طلب رضاى من باشد و از تبهکاران دورى گزیند و به یاد و ذکر من مشغول و همواره در حال تسبیح و تقدیس من باشد، در پیمان خود صادق و به عهد خود وفادار باشد، قلبش پاک و در نماز ملتهب و برافروخته و در انجام واجبات کوشا و نسبت به پاداشى که نزد من است راغب و مایل و از عذاب من هراسناک و با عاشقان من نزدیک و همنشین باشد.

 

تأثیر دنیا دوستى

یا أحْمَدُ! لَوْ صَلَّى الْعَبْدُ صَلاةَ أهْلِ السَّماءِ وَالاْرْضِ وَصامَ صِیامَ أهْلِ السَّماءِ وَالاْرْضِ وَطَوى مِنَ الطَّعامِ مِثْلَ الْمَلائِکَةِ وَلَبِسَ لِباسَ الْغازِی ثُمَّ أرى فِی قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا ذَرَّةً أوْ سُمْعَتِها أوْ رِیاسَتِها أوْ حِلْیَتِها أوْ زِینَتِها لا یُجاوِرُنِی فِی دارِی وَلاَنْزَعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِی وَعَلَیْکَ سَلامِی وَمَحَبَّتِی (وَرَحْمَتِی) وَالْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمیِنَ؛

اى احمد! اگر کسى به اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند و به اندازه اهل آسمان و زمین روزه بگیرد و مانند فرشتگان چیزى نخورد و مانند برهنگان لباس نپوشد، ولى من ذرّه‌‌اى از محبّت دنیا یا سُمعه و ریا یا ریاست دنیا یا زخارف و تشریفات دنیایى را در دل او بیابم، او را از همنشینى خودم محروم مى‌‌‌‌کنم و محبّتم را از قلبش بیرون مى‌‌‌‌نمایم.

سلام و رحمت و محبّت من بر تو باد، و ستایش مخصوص پروردگار عالمیان است.

« پایان حدیث معراج »

(منبع: بحار الانوار ج77، ص21)


بخش اول را اینجا بخوانید

بخش دوم را اینجا بخوانید

بخش سوم را اینجا بخوانید

بخش چهارم را اینجا بخوانید


 



comment گل نوشته شما ()