سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک ولادت حضرت معصومه(س) و کرامات ایشان
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ٦ شهریور ۱۳٩۳
 

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللهِ

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ

ولادت حضرت معصومه(س)

ولادت با سعادت و موفور السرور کریمه اهل بیت؛

دختر امام، خواهر امام، عمه امام، حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)

بر امام زمان(ع) و تمام شیعیان مخصوصا شما عزیزان تبریک و تهنیت باد.

به همین مناسبت کراماتی از حضرت معصومه(س) تقدیم می‌‌شود.


کراماتی به نقل از آیت الله العظمی اراکی(ره)

ایشان درباره خودشان فرمودند: دستم باد می‌‌کرد و پوست آن ترک بر می‌‌داشت به طوری که نمی‌‌توانستم وضو بگیرم و ناچار بودم برای نماز تیمم کنم. معالجات هم بی اثر بود.

تا اینکه به حضرت معصومه(علیها السلام) متوسل شدم و به من الهام شد که دستکش به دست کنم، همین کار را کردم، دستم خوب شد.


ایشان فرمودند: آقا حسن احتشام(فرزند مرحوم سید جعفر احتشام که هر دو از منبری‌‌‌های قم بودند) از شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی(که مرد با اخلاصی بود) نقل می‌‌کرد:

من شبی در خواب دیدم به حرم، مشرف شدم. خواستم وارد شوم گفتند حرم قرق است، برای اینکه حضرت فاطمه زهرا و حضرت معصومه(علیهما السلام) در سر ضریح خلوت کرده‌‌اند و کسی را راه نمی‌‌دهند.

من گفتم: مادرم سیده است و من محرم هستم. به من اجازه دادند.

رفتم دیدم که این دو بزرگوار نشسته اند و بالای ضریح با هم صحبت می‌‌کنند، از جمله صحبت ها این بود که حضرت معصومه به حضرت زهرا(سلام الله علیهما) عرض کرد: حاج سید جعفر احتشام برای من مدحی گفته است و ظاهراً آن مدح را برای حضرت می‌‌خواند.

شیخ ابراهیم این خواب را در جلسه دوره‌‌ای اهل منبر که حاج سید جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل می‌‌کند. حاج احتشام می‌‌گوید: از آن شعرها چیزی یادت هست؟

گفت: بله در آخر آن شعر داشت: «دخت موسی بن جعفر».

تا این را گفت، حاج احتشام شروع کرد به گریه کردن و گفت: بله توی اشعار من این کلمه است.

(حاج سید جعفر احتشام، منبری با حالی بود و موقع روضه خواندن خودش هم گریه می‌‌کرد و اهل بکاء بود و بسیار گریه می‌‌کرد.)

 

آقای حاج شیخ حسنعلی تهرانی(ره)(جد مادری آقای مروارید) که از علماء بزرگ و شاگردان فاضل میرزای شیرازی محسوب می‌‌شوند و حدود 50 سال در نجف به تحصیل علوم اشتغال داشتند، ایشان برادری داشت به نام حاج حسینعلی شال فروش که از تجار بازار بوده.

در تمام مدتی که حاج شیخ مشغول تحصیل بودند ایشان ماهی 50 تومان به او شهریه می‌‌داد تا اینکه برادر تاجر فوت می‌‌کند و جنازه او را به قم حمل می‌‌کنند و در آنجا دفن می‌‌نمایند.

حاج شیخ حسنعلی (که در اواخر عمر در مشهد ساکن بودند) با تلگرافی از فوت برادر مطلع می‌‌شود. به حرم مشرف شده و به حضرت رضا(ع) عرض می‌‌کنند: من خدمت برادرم را یکبار هم نتوانستم جبران نمایم، جز همین که بیایم اینجا و از شما خواهش کنم که به خواهرتان حضرت معصومه(سلام الله علیها) سفارش ایشان را بفرمایید: تا به برادرم کمک کاری باشد.

همان شب یکی از تجار که از قضیه اطلاع نداشت، خواب می‌‌بیند که به حرم حضرت معصومه(علیها السلام) مشرف شده و آنجا می‌‌گویند: که حضرت رضا(علیه السلام) هم به قم تشریف آوردند؛ یکی جهت زیارت خواهرشان، و یکی جهت سفارش برادر حاج شیخ حسنعلی به حضرت معصومه(علیها السلام).

او معنای خواب را نمی‌‌فهمد و آن را با حاج شیخ حسنعلی در میان می‌‌گذارد و ایشان می‌‌فرمایند: همان شب که شما خواب دیدی من (در رابطه با برادرم) به حضرت رضا(ع) متوسل شدم و این خواب شما درست است.  

 

جلال و جبروت فاطمه زهرا(علیها السلام)

آقای حاج شیخ عبدالله موسیانی (ایشان از شاگردان آیت الله مرعشی(ره) بودند) نقل فرمودند:

حضرت آیت الله مرعشی نجفی به طلاب می‌‌فرمود: علت آمدن من به قم این بود که پدرم سید محمود مرعشی نجفی(که از زهاد و عباد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امیر(علیه السلام) بیتوته نمود که آن حضرت را ببینید.

شبی در(حال مکاشفه) حضرت را دیده بود که به ایشان می‌‌فرماید: سید محمود چه می‌‌خواهی؟

عرض می‌‌کند: می‌‌خواهم بدانم قبر فاطمه زهراء(علیها السلام) کجاست؟ تا آن را زیارت کنم.

حضرت فرموده بود: من که نمی‌‌توانم «برخلاف وصیت آن حضرت» قبر او را آشکار کنم.

عرض کرد: پس من هنگام زیارت چه کنم؟

حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه(علیها السلام) را به فاطمه معصومه(علیها السلام) عنایت فرموده است، هر کس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا(علیها السلام) را درک کند به زیارت فاطمه معصومه(علیها السلام) برود.

 

عنایت حضرت به زوار مرقدش

آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل کردند از حضرت آیت الله مرعشی نجفی(ره): که شب زمستانی بود که من دچار بی خوابی شدم؛ خواستم حرم بروم، دیدم بی موقع است.

آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم که اگر خوابم برد خواب نمانم.

درعالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد «که قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی‌‌کنم»، به من فرمود: سید شهاب! بلند شو و به حرم برو؛ عده ای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاک می‌‌شوند، آنها را نجات بده.

ایشان می‌‌فرماید: من به طرف حرم راه افتادم، دیدم پشت در شمالی حرم(طرف میدان آستانه) عده ای زوار اهل پاکستان یا هندوستان(با آن لباس های مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می‌‌لرزند.

در را زدم، حاج آقا حبیب(که جزء خدام حضرت بود) با اصرار من در را باز کرد.

من از مقابل و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و آنها در کنار ضریح آن حضرت مشغول زیارت و عرض ادب بودند؛ من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم.


 



comment گل نوشته شما ()