احادیث هفته سیصد و چهل و چهارم

نشانه خانواده‌‌ای که خدا خیر آنها را می‌‌خواهد

قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص): «إِذَا أَرَادَ اللهُ بِأَهْلِ بَیْتٍ خَیْراً فَقَّهَهُمْ فِی الدِّینِ وَ وَقَّرَ صَغِیرُهُمْ کَبِیرَهُمْ وَ رَزَقَهُمُ الرِّفْقَ فِی مَعیِشِتِهِمْ وَ الْقَصْدَ فِی نَفَقاتِهِمْ وَ بَصَّرَهُم عُیُوبَهُم فَیَتُوبُوا مِنهَا وَ إِذَا أَرَادَ بِهِمْ غَیْرَ ذَلِکَ تَرَکَهُمْ هَمَلًا»؛[1]

پیامبر خدا(ص) فرمود: هرگاه خداوند خیر خانواده‌‌اى را بخواهد، آنان را به امور دینشان دانا مى‌‌‌‌کند، کوچکترها بزرگترها را احترام مى‌‌نمایند، مدارا در زندگى و میانه روى در خرج، روزیشان مى‌‌نماید و به عیوبشان آگاهشان مى‌‌سازد تا از آنها توبه کنند و آنها را برطرف کنند. اما اگر خداوند نسبت به آنها اراده خیر نکرده باشد، آنها را به حال خود رها می‌‌کند.

سه چیز که باعث طول عمر و دوام نعمت می‌‌شود

عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ(ع) یَقُولُ: ثَلَاثَةٌ إِنْ یَعْلَمْهُنَّ الْمُؤْمِنُ کَانَتْ زِیَادَةً فِی عُمُرِهِ وَ بَقَاءَ النِّعْمَةِ عَلَیْهِ فَقُلْتُ وَ مَا هُنَّ قَالَ تَطْوِیلُهُ فِی رُکُوعِهِ وَ سُجُودِهِ فِی صَلَاتِهِ وَ تَطْوِیلُهُ لِجُلُوسِهِ عَلَى طَعَامِهِ إِذَا أَطْعَمَ عَلَى مَائِدَتِهِ وَ اصْطِنَاعُهُ الْمَعْرُوفَ إِلَى أَهْلِهِ»؛[2]

امام صادق(ع) فرمود: سه چیز است که اگر مؤمن از آنها مطلع شود[و به آنها عمل کند]، باعث طول عمر و دوام بهره‌‌مندى او از نعمت‌‌ها مى‌‌شود:

طول دادن رکوع و سجده،

زیاد نشستن بر سر سفره‌‌اى که در آن دیگران را إطعام مى‌‌کند

و خوش رفتارى او با خانواده‌‌اش.

تار عنکبوت در خانه فقر می‌‌آورد

عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع) قَالَ: «نَظِّفُوا بُیُوتَکُمْ مِنْ حَوْکِ الْعَنْکَبُوتِ فَإِنَّ تَرْکَهُ فِی الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْرَ»؛[3]

حضرت علی(ع) فرمود: خانه‏‌‌‌هاى خود را از تار عنکبوت پاک کنید، زیرا باقى گذاشتن آن در خانه، فقر مى‌‌‏آورد.


 

[1]. نهج الفصاحة: 181.

[2]. الکافی 4: 49.

[3]. بحارالأنوار ‏73: 175.

/ 2 نظر / 26 بازدید
محمدعلی رضاپور(بابل)

بسم الله الرحمن الرحیم سلام، ده دوبیتی درباره¬ی حقّانیّت تشیّع: پیمبر، بی وصیّت رفت؟! بی¬باک؟! فلانی، برتر از آن فخرِ افلاک؟! سه حُکمِ ناشبیهِ جانشینی جدا زد هر یکی بر حکمتِ پاک. نبی گر جانشین خواهد، چرا چار؟ پس از این چار هم شکّ است ناچار اگر حقّ است این، جاری¬ست تکرار اگر حق نیست، دل بر چار نسپار. تو که جانت به بت، آلوده بوده زمانی خارج از محدوده بوده نشستی جای «نور» آن «نورِ بی رِجس»؟! خیالت واقعاً آسوده بوده؟! خلافت، هر سه¬اش جریان¬دهی بود بر احساسِ کسان، فرمان دهی بود علی آمد ولی با جوششِ خلق بلی، هنگامه¬ی پایان¬دهی بود. «خلافت»، امتدادش تا «یزید» است و «عاشورا» برایش «روز عید» است اگر بیعت کنی با هر که آمد به جانت شأن پاکان، ناپدید است. حنیفه یا که مالک یا دو دیگر چرا باشند ورّاثِ پیمبر؟! بنوشید آب از سرچشمه¬ی نور زلالی¬تر، گواراتر، جلی¬تر. تو که جانا! خلافت پیشه هستی پُر از شکّی. غمین اندیشه هستی «حسین

فریبا

سلاااااام وبلاگ بسیار خوبی داری دوست عزیز مطالبت بسیار خوب و سودمند است[لبخند][گل]