راه‌‌‌‌های توشه‌‌ سازی برای بعد از مرگ - بخش اول

 

درباره اینکه ارواح انسانها بعد از مرگ در عالم برزخ، چگونه از خیرات و صدقات دنیوی استفاده می‌‌کنند، مطلب بسیار است.

قطعا خیلی از ما دوست داریم بدانیم ارواح مؤمنین پس از مرگ، چه بهره‌‌اى از اعمال صالح فرزندان، خویشان، دوستان و آشنایان خود مى‌‌برند؟

آیا اگر در دورترین نقطه جهان، انسان با ایمانى، عمل صالحى انجام دهد و ثواب آن را نثار روح اموات مؤمنین کند، ارواح مؤمنین از آن بهره مند خواهد شد؟

برای آگاهی بیشتر از این مطلب، گفتاری را در چند پست تقدیم دوستان می‌‌کنم، که تا فرصت هست و می‌‌توانیم به فکر باشیم و برای قیامت خود توشه برداریم و کارخانه توشه‌‌سازی درست کنیم.

یکی از مهمترین امور در این رابطه، «زیارت اهل قبور» است که هم برای زائر بسیار مفید و سودمند است و هم برای آن که از دنیا رفته است.

لذا در اولین گفتار ابتدا به صورت خلاصه و مفید، پیرامون اصل زیارت اهل قبور مطلبی تقدیم می‌‌کنم:

 

مشروعیت زیارت اهل قبور

ابتدا باید تذکر دهیم؛ زیارت اموات و اهل قبور چیزى است که بین اقوام و ملل دنیا مرسوم است، حتى اقوامى که به سوزانیدن اجساد اموات خود معتقدند پس از سوزانیدن اجساد، خاکستر آنرا در جعبه و یا جاى مخصوصى قرار مى‌‌دهند و هر چند وقت یک بار براى اداى احترام به آن مکان مى‌‌روند و گاهى هم با روشن کردن شمع و چراغ در آن مکان روح مرده خود را شاد مى‌‌گردانند.

مسلمانان جهان که افتخار پیروى همه جانبه از حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبدالله(صلى الله علیه وآله وسلم) و أوصیاء طاهرین آن حضرت را دارند با تبعیت کردن از آن بزرگواران و الگو قرار دادن آنها به اعمال خود مهر صحت زده‌‌اند.

ما در این فصل در صدد اثبات مشروعیت زیارت اهل قبور از جهت سیره(روش ائمه) و اوامر و دستورات ائمه(ع)(گفتار ائمه) هستیم و براى هر یک از دو مورد، به چند حدیث اکتفا مى‌‌کنیم:

الف: مشروعیت زیارت اهل قبور از نظر سیره پیامبر و امامان(ع):

1- مرحوم مجلسى به نقل از کتاب کامل الزیاره از صفوان جمّال آورده است:

عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ(ع) یَقُولُ‏ کَانَ رَسُولُ اللهِ(ص) یَخْرُجُ فِی مَلَإٍ مِنَ النَّاسِ مِنْ أَصْحَابِهِ کُلَّ عَشِیَّةِ خَمِیسٍ‏ إِلَى‏ بَقِیعِ‏ الْمَدَنِیِّینَ‏ فَیَقُولُ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ الدِّیَارِ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ الدِّیَارِ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ الدِّیَارِ رَحِمَکُمُ اللهُ رَحِمَکُمُ اللهُ رَحِمَکُمُ اللهُ... (بحار الانوار102: 296)

صفوان گفت از حضرت صادق(ع) شنیدم که فرمود: کار دائمى پیامبر خدا(ص) این بود که عصر هر پنجشنبه با عده زیادى از اصحابشان به قبرستان بقیع در مدینه مى‌‌رفتند و اهل قبور را زیارت مى‌‌کردند....

2- و نیز در همان کتاب به نقل از کتاب من لا یحضره الفقیه آورده است:

«کَانَتْ فَاطِمَةُ(ع) تَأْتِی قُبُورَ الشُّهَدَاءِ کُلَّ غَدَاةِ سَبْتٍ فَتَأْتِی قَبْرَ حَمْزَةَ فَتَتَرَحَّمُ عَلَیْهِ وَ تَسْتَغْفِرُ لَهُ»؛(بحار الانوار102: 300)

کار همیشگی حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) این بوده که هر صبح شنبه به زیارت قبور شهداء مى‌‌رفت و از جمله بر مزار حضرت حمزه مى‌‌رفت و براى او طلب رحمت و مغفرت مى‌‌کرد.

جمله «کان رسول الله(ص)» در حدیث اول، و جمله «کانت فاطمه(ع)» در حدیث دوم، به دلیل ماضى استمرارى بودن آنها، دلالت بر تکرار و استمرار این عمل از رسول خدا(ص) و فاطمه زهراء(ع) دارد و در حقیقت روش همیشگى این دو بزرگوار این بوده که به زیارت اهل قبور مى‌‌رفتند و براى آنها طلب رحمت و مغفرت مى‌‌کردند.

3- باز مرحوم مجلسى در بحار الانوار چنین آورده است:

«قِیلَ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع): مَا شَأْنُکَ جَاوَرْتَ الْمَقْبَرَةَ؟ فَقَالَ: إِنِّی لَأَجِدُهُمْ جِیرَانَ صِدْقٍ یَکْفُرُونَ السَّیِّئَةَ وَ یُذَکِّرُونَ الْآخِرَة»؛(بحار الانوار102: 296)

از حضرت امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند: یا على چرا همجوارى با قبرها را برگزیده‌‌اید؟ حضرت فرمود: آنها را همسایگان راستگوئى یافتم؛ انسان را از گناه باز مى‌‌دارند و آخرت را به یاد انسان مى‌‌آورند.

در مورد این حدیث، این توضیح لازم است که: این طور نیست که به راستى حضرت رفته باشند اطاقى در کنار قبرستان خریده و یا ساخته و یا اجاره کرده باشند، بلکه این معنا از زیاد رفتن به قبرستان هم ظاهر است و در اصطلاحات عرف خود ما نیز همین طور است.

زیاد رفتن حضرت در قبرستان به خاطر زیارت اهل قبور، دلالت بر سیره و روش آن حضرت دارد و سیره معصوم براى ما، که خود را پیرو آنان مى‌‌دانیم، دلیل و حجت شرعى است.

4- و نیز مرحوم مجلسى به نقل از کامل الزیارة از أبى مقدام آورده است که:

«عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِی الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: مَرَرْتُ مَعَ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) بِالْبَقِیعِ فَمَرَرْنَا بِقَبْرِ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَةِ مِنَ الشِّیعَةِ. فَقُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ: جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا قَبْرُ رَجُلٍ مِنَ الشِّیعَةِ. قَالَ فَوَقَفَ عَلَیْهِ وَ قَالَ: اللَّهُمَّ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ وَ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ آمِنْ رَوْعَتَهُ وَ أَسْکِنْ إِلَیْهِ مِنْ رَحْمَتِکَ مَا یُسْتَغْنَى بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاکَ وَ أَلْحِقْهُ بِمَنْ کَانَ یَتَوَلَّاه»؛(بحار الانوار102: 297)

ابو مقدام گفت: به اتفاق امام باقر(ع) در قبرستان بقیع به قبر یک نفر از اهل کوفه رسیدیم. به حضرت گفتم: جانم فداى شما باد این قبر یکى از شیعیان اهل کوفه است. وقتى حضرت این سخن را شنیدند ایستادند و در حق او دعا کردند: خدایا به غربت او رحم کن، و رفیق تنهایی اون باش، و مونس وحشت او باش و ... .

از دو حدیث فوق نیز روش امام امیرالمؤمنین(ع) و امام باقر(ع) استفاده مى‌‌شود؛ مثلا حدیث چهارم صریح است که وقتى امام باقر(ع) در حین عبور از قبرستان بقیع به قبر یکى از مؤمنین مى‌‌رسند و متوجه مى‌‌شوند که آن قبر یکى از مؤمنین است، خود را ملزم مى‌‌دانند از حرکت باز ایستند و صاحب قبر را دعا کنند و براى او طلب رحمت و مغفرت نمایند.

بنابراین یکى از دلائل مشروعیت داشتن زیارت اهل قبور، براى ما معتقدین به رهبرى الهى أئمه معصومین(ع) همین روش آنها است.

دلیل دیگر در این مورد، قول و گفتار آنها؛ یعنى دستور و امر و تحریص آنها نسبت به زیارت اهل قبور است.

به بیان واضح تر، وقتى مشاهده مى‌‌کنیم که ائمه(علیهم السلام) در موارد زیادى تابعین خود را امر به رفتن به زیارت اهل قبور و خواندن دعا براى آنها نموده‌‌اند، صرفنظر از این که امتثال امر آنها واجب است، اصل کار نیز مشروعیت پیدا مى‌‌کند.


ب: مشروعیت زیارت اهل قبور از نظر اخبار و احادیث قول امام(ع)

1- مرحوم کلینى به نقل از محمد بن مسلم آورده است:

... عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ(ع) قَالَ: قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ(ع): «زُورُوا مَوْتَاکُمْ فَإِنَّهُمْ یَفْرَحُونَ بِزِیَارَتِکُمْ وَ لْیَطْلُبْ أَحَدُکُمْ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرِ أَبِیهِ وَ عِنْدَ قَبْرِ أُمِّهِ بِمَا یَدْعُو لَهُمَا»؛(کافى 3: 230)

حضرت صادق(ع) فرمودند: جدم امیرالمؤمنین(ع) فرمود: مرده‌‌هاى خود را زیارت کنید؛ زیرا آنها از رفتن شما به زیارت قبورشان خشنود مى‌‌شوند و هر یک از شما نزد قبر پدر و مادرش، بعد از دعا برای آنها، حاجت خود را بخواهد.

2- مرحوم مجلسى نیز به نقل از محمّد بن مسلم آورده است:

عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللهِ(ع): نَزُورُ الْمَوْتَى؟ فَقَالَ: نَعَمْ. قُلْتُ: فَیَسْمَعُونَ بِنَا إِذَا أَتَیْنَاهُمْ؟ قَالَ: إِی وَ اللهِ إِنَّهُمْ لَیَعْلَمُونَ بِکُمْ وَ یَفْرَحُونَ بِکُمْ وَ یَسْتَأْنِسُونَ إِلَیْکُم‏»؛(بحار الانوار102: 300)

محمد بن مسلم گفت: از حضرت صادق(ع) پرسیدم: به زیارت اموات برویم؟ حضرت در جواب فرمودند: بلى. پرسیدم: آیا صدای ما را می‌‌شنوند و ما را مى‌‌شناسند؟ فرمودند: بلى به خدا قسم؛ زیارت کننده را مى‌‌شناسند، از زیارت آنها خشنود مى‌‌شنوند و هنگام زیارت با آنها انس مى‌‌گیرند.

در ارتباط با دو حدیث فوق شرح و توضیح زیر لازم است:

الف: همانگونه که ملاحظه مى‌‌کنید در حدیث اول، حضرت امیرالمؤمنین(ع) صریحا دستور رفتن به زیارت اموات را داده اند. کلمه «زُورُوا» امر به زیارت است و امر در این حدیث، بنا به شواهد و قرائنى که دارد، دلالت بر استحباب مى‌‌کند؛ یعنى مستحب است به زیارت اموات برویم.

پس در این حدیث صرفنظر از این که از رفتن به زیارت اموات جلوگیرى نفرموده، براى رفتن به زیارت نیز تاکید فرموده اند.

ب: نکته دیگرى که در همان حدیث وجود دارد این است که: حضرت امیرالمؤمنین(ع) در مقام تشویق و ترغیب مؤمنین براى رفتن به زیارت اهل قبور فرموده: اموات از رفتن شما خوشحال مى‌‌شوند. درست مثل اینکه به زیارت زنده مى‌‌رویم و إن شاء الله در احادیثى که در آینده ملاحظه مى‌‌فرمائید، مطالب تازه‌‌ترى را خواهید خواند.

ج: در حدیث دوم؛ محمد بن مسلم که یکى از اصحاب خاص حضرت صادق(ع) است از حضرت سوال مى‌‌کند: آیا به زیارت اموات برویم؟ حضرت فرمودند: بلى. باز پرسید: این که ما به زیارت آنها مى‌‌رویم آیا آنها متوجه مى‌‌شوند؟ حضرت صادق(ع) جواب این سؤال را با قسم همراه نموده که: آرى به خدا قسم، آنها شما را مى‌‌شناسند و با شما انس مى‌‌گیرند.

از این سؤال و جواب و مخصوصا این که حضرت جواب را با قسم همراه نموده معلوم مى‌‌شود در محیط آن روز مدینه، رفتن به زیارت اهل قبور، یک امر خرافى بوده و در بین اهل سنت آن روز نیز مانند امروز یک سرى افکار ضد زیارت اموات وجود داشته و این فکر ترویج هم مى‌‌شده، آن وقت در ذهن محمد بن مسلم بوده که از حضرت در این مورد سؤال کند و حضرت هم جواب را همراه با سوگند بیان مى‌‌کنند تا دیگر جاى سؤالى باقى نماند.

د: دو جمله «یفرحون بکم» و «یستأنسون الیکم» که معناى آن این است که «از اینکه شما به زیارتشان مى‌‌روید خوشحال مى‌‌شوند و با شما انس مى‌‌گیرند»، بر خلاف افکار موجود آن روز در محیط مدینه نشان مى‌‌دهد: اموات زنده اند و فعل و انفعالات این عالم را درک مى‌‌کنند.

بخش دوم را اینجا بخوانید

بخش سوم را اینجا بخوانید

بخش چهارم را اینجا بخوانید

بخش پنجم را اینجا بخوانید

/ 13 نظر / 79 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نســـکافــــــــــــه

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

فرشید

ممنون از حضور شما

رها باید شد!

سلام جناب حق دوست بابت مطالب مفیدتون متشکر در مورد شبهات امامت مطلب میخواستم؟ به همین بیان ساده ی نوشته هاتون میخوام... با تشکر

همایون

درود بر شما .... ممنونم که به وبلاگ ما سرزدی ... موفق باشی شما که استادی .......برایت بهترین ها را آرزو میکنم.

مبین غریبی الف

خیلی خیلی عالی است[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ملکشاهی

خدا پشت و پناهتون باشه برادرم

الهام

عالیه... به منم سربزنین مرسییی اگه لینکم کردین خبربدین لفطن [قلب]

ازمهین آباد

همه ما لحظه امتحانی خواهیم داشت چه بسا روزه ها و چه بسا نماز خواندن ها در لحظه یا شب امتحان ما را به هدف و مقصود نرسانند و در لحظه اتصال و نقطه وصل یاری مان نکنند لحظه امتحان شب امتحان یا لحظه اتصال و یا نقطه اتصال درهر زمان و در هر مکان ، شاید خیلی خاص نباشد . . . .

memarkade

وبلاگ خوبی داری مطالبای مفیدی در وبلاگت قرار دادید اگه خواستی تبادل لینک کنی خبرم کن موفق باشی...و همچنین اون کسایی که دنبال پروژه های دانشجوی معماری میگردن حتما به وبلاگم سر بزنن موفق باشید memaripaydar.persianblog.ir