احادیث هفته سیصد و بیست و هشتم

فضیلت عظیم کمک کردن مرد به همسرش در کارهای خانه(4)

عَنْ عَلِیٍّ(ع) قَالَ: «دَخَلَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللهِ(ص) وَ فَاطِمَةُ جَالِسَةٌ عِنْدَ الْقِدْرِ وَ أَنَا أُنَقِّی الْعَدَسَ.

قَالَ: یَا أَبَا الْحَسَنِ؟

قُلْتُ: لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ اللهِ.

قَالَ: إسْمَعْ مِنِّی وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مِنْ أَمرِ رَبِّی؛

. . . یَا عَلِیُّ مَنْ لَمْ یَأْنَفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعِیَالِ دَخَلَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسَابٍ،

یَا عَلِیُّ خِدْمَةُ الْعِیَالِ کَفَّارَةٌ لِلْکَبَائِرِ وَ یُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِ الْعِینِ وَ یَزِیدُ فِی الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ،

یَا عَلِیُّ لَا یَخْدُمُ الْعِیَالَ إِلَّا صِدِّیقٌ أَوْ شَهِیدٌ أَوْ رَجُلٌ یُرِیدُ اللهُ بِهِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة»؛[1]

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: روزی رسول خدا(ص) به منزل ما آمد در حالى که فاطمه نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من عدس پاک می‌‌کردم.

به من فرمود: یا ابا الحسن!

عرض کردم: بفرما یا رسول الله(ص).

فرمود: خوب گوش کن که آنچه می‌‌گویم به فرمان پروردگار من است:

. . . یا على! هر کس از خدمت به خانواده ننگ نداشته باشد، خدا او را بی‌‌حساب داخل در بهشت گرداند،

یا علی! خدمت کردن به عیال، کفّاره گناهان بزرگش می‌‌شود و خشم پروردگار را خاموش می‌‌کند و مهریه حوریان بهشتی می‌‌گردد و بر حسنات و درجات می‌‌افزاید.

یا علی! به عیال خدمت نمی‌‌کند، مگر صدّیق یا شهید یا مردی که خدا برایش خیر دنیا و آخرت بخواهد.

خبر پیامبر خدا(ص) از ائمه دوازده‌‌گانه و عظمت خلقت حضرت زهرا(س)

قَالَ النَّبِیُّ(ص): «یَا سَلْمَانُ فَهَلْ عَلِمْتَ مَنْ نُقَبَائِی وَ مَنِ الِاثْنَا عَشَرَ الَّذِینَ اخْتَارَهُمُ اللهُ لِلْإِمَامَةِ بَعْدِی؟

فَقُلْتُ: اللهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ.

قَالَ: یَا سَلْمَانُ خَلَقَنِیَ اللهُ مِنْ صَفْوَةِ نُورِهِ وَ دَعَانِی فَأَطَعْتُ وَ خَلَقَ مِنْ نُورِی عَلِیّاً فَدَعَاهُ فَأَطَاعَهُ وَ خَلَقَ مِنْ نُورِی وَ نُورِ عَلِیٍّ فَاطِمَةَ فَدَعَاهَا فَأَطَاعَتْهُ وَ خَلَقَ مِنِّی وَ مِنْ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَدَعَاهُمَا فَأَطَاعَاهُ فَسَمَّانَا بِالْخَمْسَةِ الْأَسْمَاءِ مِنْ أَسْمَائِهِ اللهُ الْمَحْمُودُ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ اللهُ الْعَلِیُّ وَ هَذَا عَلِیٌّ وَ اللهُ الْفَاطِرُ وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ وَ اللهُ ذُو الْإِحْسَانِ وَ هَذَا الْحَسَنُ وَ اللهُ الْمُحْسِنُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ ثُمَّ خَلَقَ مِنَّا مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ تِسْعَةَ أَئِمَّةٍ فَدَعَاهُمْ فَأَطَاعُوهُ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللهُ سَمَاءً مَبْنِیَّةً وَ أَرْضاً مَدْحِیَّةً أَوْ هَوَاءً أَوْ مَاءً أَوْ مَلَکاً أَوْ بَشَراً وَ کُنَّا بِعِلْمِهِ نُوراً نُسَبِّحُهُ وَ نَسْمَعُ وَ نُطِیع‏...‏»؛[2]

سلمان فارسی می‌‌گوید روزی پیامبر خدا(ص) به من فرمود: ای سلمان آیا می‌‌دانی جانشینان من و آم دوازده نفری که خدا بعد از من برای امامت بعد از من برگزیده چه کسانی هستند؟

عرض کردم: خدا و پیامبرش داناترند.

فرمود: ای سلمان خداوند مرا از نور پاک خودش آفرید، پس مرا خواند، اطاعتش کردم و از نور من علی را آفرید، پس علی(علیه السلام) را خواند، علی نیز اطاعت کرد. از نور من و نور علی، فاطمه را خلق کرد، پس خداوند او را خواند و فاطمه(علیهاالسلام) او را اطاعت نمود. سپس از من، علی و فاطمه؛ حسن(ع) و حسین(ع) را آفرید، ایشان را خواند پس خدا را اطاعت کردند.

آنگاه خداوند ما را به پنج اسم از اسماء مبارکش نامگذاری فرمود؛ خداوند محمود است و من محمد. خداوند، علی است و این هم علی. خداوند، فاطر و شکافنده است و این فاطمه است. خداوند، صاحب احسان است و این حسن است و خداوند، محسن است و این حسین.

سپس از ما و از نور حسین؛ نه امام(علیهم السلام) را آفرید، پس ایشان را خواند و آنها نیز اجابت کردند.

و این همه پیش از آن بود که خداوند عزوجل آسمان بلند و زمین گسترده، هوا، آب، فرشته و بشر را خلق نماید و ما به علم خداوند نورهایی بودیم که او را تسبیح می‌‌گفتیم و امر او را شنیده، اطاعت و اجابتش می‌‌نمودیم.

 

آیا می‌‌توان حق مادر را ادا کرد؟

قِیلَ: یَا رَسُولَ اللهِ مَا حَقُّ الْوَالِدِ؟ قَالَ(ص): أَنْ تُطِیعَهُ مَا عَاشَ.

قِیلَ: وَ مَا حَقُّ الْوَالِدَةِ؟

فَقَالَ: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ لَوْ أَنَّهُ عَدَدَ رَمْلِ عَالِجٍ وَ قَطْرِ الْمَطَرِ أَیَّامَ الدُّنْیَا قَامَ بَیْنَ یَدَیْهَا مَا عَدَلَ ذَلِکَ یَوْمَ حَمَلَتْهُ فِی بَطْنِهَا»؛[3]

خدمت رسول خدا(ص) عرض کردند: ای پیامبرخدا، حق پدر بر فرزند چیست؟

فرمود: تا وقتی زنده است مطیع او باشی.

عرض کردند: حق مادر بر فرزند چیست؟

فرمود: هرگز هرگز نخواهی توانست حق مادر را ادا کنی!

اگر فرزند به تعداد ریگهای بیابان و قطرات باران، به مادرش خدمت کند، معادل یک روز از روزهایی که مادر، فرزند را در شکمش حمل می‏کرد، نمی‌‌‏شود.


 

[1]. جامع الأخبار: 102.

[2]. بحار الأنوار ‏25: 6.

[3]. مستدرک الوسائل 15: 182.

/ 3 نظر / 9 بازدید
زهرا - گل بهشتی من

سلام. مثل همیشه زیبا و مفید بود. یک سوال دارم. روایتی که در فضیلت کمک در امور منزل نوشتید یک اتفاق است که چهار گونه روایت شده یا جدا جداست؟

بيزن

جناب حق دوست عزیز سلام باز تحریر و نگاه و باور صادقانه و ساده لوحانه شما مر قدری بفکر واداشت و ملزم به تحریر چند نکته . تاز چند سالی بود که از دستوپا زدن در تاریخ گذشتگان رهایی یافته و اعمال و گفتارشانرا در پیشبرد اهداف و رسالت خلقت دنبال میکردمو از سر و سینه زدن و غبطه گذشته رهایی یافته و قدری احساس سبکی کردم . و این سایتتان که بطور اتفاقی در نظرم ظاهر شد , دوباره ديدم كه بازهم همان قصه هاي تكراري !!!!!!! و اين در صورتيست كه از فرهيختگاني چون شما انتظار بهتري ميرود! و در باب مطلب : اعتقاد راسخ دارم كه خداوند ادم را نيافريد , مگر براي بهشت . و به همين دليل , خداوند انسان را براي بهتر و خوب زيستن افريد و تمام سعي و تلاشش نيز همين است كه با فرستادن رسل و با تحمل مصائب به همان جايي بفرستد كه امده ايم . 2 - در باب احترام به پدر و مادر , انچه لازم بود در قران امده و عاقلانرا به يك اشاره كافيست . و اگر فرض را بر غير بشارت احترام به والدين در قران را نيز بگريم , ادميان را نه لازم به احاديث است و نه روايات . زير مشكي چون پدر مادر , خود ميبويند و اگر هم بر فرض محال احترامشانرا حرام كنند , ادميان در اين كار

رحیمی

باسلام ازاینکه به من سرزدی متشکرم بنده ام بر حکم وظیفه به وبلاگ پر محتوای شما سرزدم وانشااله در اتیه نیزسر خواهم زد واستفاده خواهم برد بدرود